تبليغاتX
سربازان کورش بزرگ

دروود به تمامی دوستان مهربان و گلم

بالاخره همین امروز امتحان ها تمام شد و منم بنا به قولی که داده بودم بلافاصله دست به کار شدم و مطلب جدید و روی وب گذاشتم تا بخشی از مردمان پاک ایران زمین با قسمت کوچک دیگری از افتخارات از دست رفته ی خودشون آشنا بشن . من در این پست سری دوم ترجمه ی تمامی سنگ نبشته های کتیبه های هخامنشی رو برای استفاده ی شما دوستان گلم جا دادم باشد تا موجب خوشنودی اشو زرتشت یگانه راهبر پاک ایرن گردد .

بخش دوم

ترجمه ی سنگ نبشته های خشایارشا

نخست : دروازه ی همه ی سرزمین

این سنگ نبشته بر چهار دیوار در دو سوی شمالی و جنوبی دروازه ی همه ی سرزمین ( که متآسفانه امروزه به اشتباه آن را دروازه ی ملل می گویند . ) در سه متن پارسی ایلامی و بابلی آمده است . خشایارشا در این سنگ نبشته آن را " دوورثیم ویس دهیوم " می نامد که دقیقآ به معنای " دروازه ی همه ی سرزمین " است نه به معنای "دروازه ی ملل .

ترجمه ی سنگ نبشته :

بند 1 ) خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که شادی مردم را آفرید که خشایار شاه را شاه کرد یک شاه از بسیاری یک فرماندار از بسیاری .

بند 2 ) من خشایارشا شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهای شامل همه گونه مردم شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز پسر داریوش شاه هخامنشی ( هستم ) .

بند 3 ) خشایارشا گوید : به خواست اهورا مزدا این دروازه ی همه ی سرزمین را من ساختم . بسیار چیز های زیبای دیگر در این پارس کرده شده که من کردم و پدر من کرد . هر کاری که به دیده زیبا است آن همه را به خواست اهورا مزدا کردیم .

بند 4 ) خشایارشا گوید : اهورا مزدا مرا وشهریاری مرا بپاید و آن چه به وسیله ی من کرده شده و آن چه به وسیله ی پدرم کرده شده آن را اهورا مزدا بپاید .

دوم : پلکان شرقی وشمالی آپادانا

سنگ نبشته ی مورد نظر دو بار بر دیوار پلکان ورودی کاخ آپادانا ( ایوان های شمالی و شرقی ) و در بین نقوش مردمی که در حال آوردن هدیه و تولیدات کشورهای خود برای شاه هستند بر سنگ حک شده است . 

 ترجمه ی سنگ نبشته :

بند 1 ) خدای بزرگ ( است ) اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را برای مردم آفرید که خشایارشا را شاه کرد یک شاه از بسیاری یک فرماندار از بسیاری .

بند 2 ) من خشایارشا شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهای شامل همه گونه مردم شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز پسر داریوش شاه هخامنشی ( هستم ) .

بند 3 ) خشایارشا بزرگ گوید : آن چه در این جا به وسیله ی من در این جا کرده شده و آن چه به مسافتی ( از این اینجا ) به وسیله ی من کرده شده است تمام آن را به خواست اهورا مزدا کردم . اهورا مزدا مرا و شهریاری مرا و آن چه که به وسیله ی من کرده شده را بپاید .

سوم : دیوار جنوبی ایوان کاخ تچر

این سنگ نبشته دو بار یکی بر ایوان جنوبی کاخ تچر و یکی بر دیوار جنوبی ایوان کاخ یاد شده بر سنگ حک شده است . این سنگ نبشته ها نیز به سه زبان پارسی ایلامی و بابلی نوشته شده اند .

ترجمه ی سنگ نبشته :

بند 1 ) خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که شادی مردم را آفرید که خشایارشا را شاه کرد یک شاه از بسیاری یک فرماندار از بسیاری .

بند 2 ) من خشایارشا شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهای شامل همه گونه مردم شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز پسر داریوش شاه هخامنشی ( هستم ) .

بند 3 ) خشایارشا بزرگ گوید : به خواست اهورا مزدا این کاخ را داریوش شاه که پدر من بود بنا کرد.اهورا مزدا مرا وشهریاری مرا بپاید و آن چه به وسیله ی من کرده شده و آن چه به وسیله ی پدرم کرده شده آن را اهورا مزدا بپاید .

چهارم : کاخ هدیش

سنگ نبشته ی مورد نظر روی جرزهای شرقی وغربی ایوان شمای کاخ خشایار شا ( هدیش ) و بر دیوار کنار پلکان شرقی و غربی کاخ یاد شده و بر سنگ نوشته شده است .

ترجمه ی سنگ نبشته :

بند 1 )خدای بزرگ ( است ) اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را برای مردم آفرید که خشایارشا را شاه کرد یگانه شاهی از شاهان بسیار یگانه فرمان روایی از فرمان روایان بسیار .

بند 2 ) من خشایارشا هستم شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشور هایی که مردم گوناگون دارد شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز پسر داریوش شاه هخامنشی ( هستم ) .

بند 3 ) خشایارشا بزرگ گوید : به خواست اهورا مزدا این کاخ را من بنا کردم مرا اهورا مزدا و آن چه به وسیله ی من کرده شده بپاید .

+ نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت 1:26 قبل از ظهر توسط یک ایرانی |

درووود به تمامی دوستان نیک اندیش

دوستان گرامی امروز به خشنودی اهورامزدا جاودانگی زرتشت و پایندگی ایران و برای ادای دین به داریوش بزرگ وتمامی دوستان آریایی نیک روان دوباره قلمی لرزان به دست گرفتم تا بخش کوچک دیگری از افتخارهای بی کران ایران را به آگاهی بخشی از فرزندان ایران برسانم . باشد که با یاری هم میهنان پاک و کمک اورمزد دانا شکوه بر باد رفته ی ایران را باز یابیم ...

امروز می خواهم برای خشنودی داریوش بزرگ ترجمه ی تمامی کتیبه های هخامنشی موجود در تخت جمشید و نقش رستم را برای شما نیک اندیشان بر این لوح مجازی قلم بزنم . باشد تا موجب خشنودی شما دوست داران مام میهن گردد ...

این پست شامل سه قسمت که به ترتیب عبارتند از 1) سنگ نبشته های داریوش اول ( بزرگ ) 2) سنگ نبشته های خشایارشا 3)سنگ نبشته های پادشاهان دیگر هخامنشی و سنگ نبشته های داریوش بزرگ در نقش رستم .

بخش اول

سنگ نبشته های داریوش اول ( بزرگ )

نخست : دیوار جنوبی صفه ( زیر پاییه تخت جمشید )

این سنگ نبشته در قسمت جنوبی تخت جمشید و بر دیوار صفه ( زیر پایه ) تخت جمشید نقش شده است . ورودی ابتدایی تخت جمشید در کنار همین سنگ نبشته بوده است و داریوش پلکانی در اینجا ساخته بود که در زمان خشایارشا وقتی پلکان غربی ( پلکان امروزی تخت جمشید ) ساخته شد پلکان قبلی ( دیوار جنوبی ) با دیوار گذاری پوشیده شد که سمتی از پلکان هنوز وجود دارد و چون راه ورودی تخت جمشید در حال حاضر از سمت غربی است به همین دلیل اولین سنگ نبشته های تخت جمشید از چشم بسیاری از بینندگان پوشیده مانده است .

ترجمه ی سنگ نبشته :

بند 1) بزرگ است اهورا مزدا بزرگ ترین خدایان که داریوش شاه را آفرید . او به وی شاهی را ارزانی فرمود . به خواست اهورامزدا داریوش شاه ( است ) .

بند 2 ) داریوش شاه گوید : این کشور پارس است که اهورامزدا به من ارزانی فرمود . زیباست و اسب ها و مردمی خوب دارد . به خواست اهورامزدا من که داریوش شاه هستم از دیگری نمی ترسم .

بند 3 ) داریوش شاه گوید : اهورامزدا مرا یاری کند . همچنین ایزدان دیگر خاندان سلطنتی این کشور را اهورامزدا از دشمن از خشکسالی از دروغ محفوظ دارد . به این کشور نیاید نه دشمن نه خشک سالی نه دروغ . این برکت را من از اهورامزدا به ایزدان خاندان سلطنتی در خواست می کنم . این برکت را اهورامزدا با ایزدان به خاندان سلطنتی من بدهد .

دوم : دیوار جنوبی صفه ( سنگ نبشته ی دوم )

این سنگ نبشته در کنار سنگ نبشته ی قبلی و بر دیوار جنوبی صفه قرار دارد .

ترجمه ی سنگ نبشته :

بند 1 ) من داریوش شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهای بسیار پسر ویشتاسب هخامنشی ( هستم ) .

بند 2 ) داریوش شاه گوید : خواست اهورامزدا این ( است ) کشورهایی که من با این مردم پارسی از آن خود کردم که از من ترسیدند و به من باج دادند خوزستان ماد بابل عربستان آشور مصر ارمنستان کپدوکیه سارد یونان آنهایی که ساکن خشکی و آنهایی که ساکن دریا ( هستند ) و کشورهای ماورای دریا اسگرت پرثو زرک هرات بلخ سغد خوارزم ث ت گوش رخج هند گدار سکائی ها مک .

بند 3 ) داریوش شاه گوید : اگر چنین فکر کنی که از دیگری نترسم این مردم پارسی را محفوظ دار اگر مردم پارسی محفوظ باشند از این پس تا دیرترین ( زمان ) شادی نا گسستنی از اورمزد بر این خاندان سلطنتی فرو خواهدرسید .

سوم : دروازه ی ورودی کاخ تچر

بر درگاه ورودی کاخ تچر و در قسمت بالای نقش داریوش سنگ نبشته هایی در سه متن پارسی ایلامی و بابلی وجود دارد. متن پارسی در شش سطر شامل نام و القاب داریوش است . و در همین سنگ نبشته نام بنا را تچر می خواند .

ترجمه ی سنگ نبشته :

داریوش است شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورها پسر ویشتاسب هخامنشی که این تچر را ساخت .

چهارم : دور تاقچه های کاخ تچر

در بالا و کنار تمام تاقچه های درون کاخ تچر جمله ای نوشته شده است که متن پارسی در بالا ومتن ایلامی وبابلی در دو طرف تاقچه آمده است . و این جمله هجده بار دور تاقچه ها نوشته شده است.

ترجمه سنگ نبشته :

این است دریچه ای سنگی که به خواست اورمزد پاک به دست داریوش شاه شاه شاهان در کاخ تچر ساخته شد .

پنجم : لوح زرین

این لوح که به همراه یک لوح زرین و دو لوح سیمین در زیر یکی از ستون های کاخ آپادانا جاسازی شده بود پس از یافته شدن به گنجینه ی ایران باستان منتقل ودر آنجا نگه داری می شود . در این لوح ها که باز به سه زبان پارسی ایلامی و بابلی نوشته شده اند داریوش بزرگ حدود مرزی کشور پارس را بیان می کند .

ترجمه ی لوح زرین وسیمین :

داریوش ( است ) شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورها پسر ویشتاسپ هخامنشی . داریوش شاه گوید : این ( است ) شهریاری که من دارم از سکائی ها که آنها از سوی سغد هستند از آنجا تا حبشه از هند از آنجا تا به سارد که اهورامزدا که بزرگ خدایان ( است ) به من ارزانی کرده است . اهورامزدا من را و خانواده ام را ( که تمامی ) مردم پارسی هستند را ( بپاید ) .

+ نوشته شده در دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 6:48 قبل از ظهر توسط یک ایرانی |

...
درووووود

امروز بعد از پنج ماه امدم

فقط به خاطر یه خواهر آریایی

که آرزو می کنم همیشه شاد پیروز و سر بلند باشه

بدروووووود

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 8:58 بعد از ظهر توسط یک ایرانی |

کمک...کمک...

دروووووود به همه ی دوستان باوفای ایرانی

بچه ها توی بد موقعیتی هستم ... لطفآ برام دعا کنید

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط یک ایرانی |

ISM
با درووود ...

بر زرتشت پاک یگانه راهبر آریایی

وتمامی نیک اندیشان ایران زمین

________________________________________________

در این پست تعدادی از مکتب های دینی و سیاسی رو به همراه معنی اونها قرار دادم .

البته متن زیر در حدود چهل درصد ازمطلب اصلی می باشد که برای جمع آوری کل مطلب تقریبا هفت ماه مداوم کار کردم و امیدوارم که دوستان گرامی نهایت استفاده ی لازم رو از این پست ببرند .

همین طور که گفتم این متن کاملا خلاصه شده و دوستانی که اطلاعات کامل و دقیق تری می خوان در قسمت نظرات اعلام کنند تا براشون برستم .

شاد ... پیروز ... وسربلند باشید .

 

پایتی تیسم      pietytheism      ایزد شناسی

دوگماتیسم      dogmatism      پذیرش بدون دلیل و برهان

سکولاریسم      secularism      جدایی دین از سیاست

اگزیستانسیالیسم      existentialism        مقدم بودن وجود مادی بر معنوی

فورمالیسم      formalism      ظاهر پرستی

پلورالیسم      pluralism      کثرت گرایی

آنارشیسم      anarchism      تقدم جامعه ی بدون حکومت و هرج و مرج طلبی

آپلولیستیسم      aplolistism      عدم شرکت در سیاست

راسیونالیسم      rationalism      اصالت عقل

ایده آلیسم      idealism      خیال پرستی

استیسیسم      asceticism      زهد پرستی

لگالیسم      legalism      اصالت دادن به قانون

مایستی سیسم      mysticism      اعتقاد به هرچیزی که عقل بشر از درک آن عاجز است

ولون تاریسم      volontarism      اصالت اراده

ماکیاولیسم      machiavellism      تفکری که می گوید : هدف وسیله را توجیه می کند

اندی ویدولیسم      andividulism      اصالت فرد

اسکوپیسم      escopism      عدم شرکت در امور اجتمایی و دولتی

فتوریسم      futurism      آینده نگری

کولک تیویسم      collectivism      اصالت کارهای جمعی

ساین تیسم      scientism اصالت علم علم زدگی و علم گرایی

پراگما تیسم      pragmatism      اصالت عمل

پوزی تیویسم      positivism      اصالت تجربه

امپری سیسم      empiricism      اصالت حواس

مونوتیسم      monotheism      توحید پرستی

نیهیلیسم      nihilism      پوچ گرایی

اتوپیسم      utopism      پوچ گرایی

اتوپیانیسم      utopianism      پوچ گرایی

آمورالیسم      amoralism      عدم ضرورت ارزشهای اخلاقی

سنوآلیسم      enualism      اصالت دادن به حواس

پاتریوتیسم      patriotism      میهن پرستی

مونیسم      monism      فلسفه ی وحدت وجود

اسنوبیسم      snobbism      گرایش به ستودن های غلو آمیز

پسی میسم       pessimism      بد بینی و بیزاری از جهان و دنیا

دسپوتیسم      despotism      حکومت استبدادی

لیبرالیسم      liberalism      آزادی فکر و عمل

فمینیسم     feminism       برابری حقوق زن و مرد

الیتیسم      elitism     خود برتر بینی

انترناسیونالیسم      internationalism        برابری همه ی ملل

کاسموپولیتا نیسم       cosmopolitanism       برابری همه ی گروه ها

آپورتونیسم       opportunism       فرصت طلبی

ترادیسیونالیسم       traditionalism      اصالت سنن و آداب

رلاتی ویسم       relativis      نسبی بودن اخلاق در زندگی

فاشیسم       fascism       حکومت استبدادی و دیکتاتوری

میلیتاریسم      militarism            اصالت دادن به امور نظامی

 

هیومانیسم      humanism        اصالت انسان

ایرسیونالیسم     irrationalism        فلسفه ی غیر عقلی خرد گریزی

مارکسیسم      marxism      اصالت اقتصاد (تشریح اصول سوسیالیسم عملی )

سوسیالیسم        socialism         اصالت مالکیت عمومی ( تسلط کامل دولت بر موسسات بزرگ اقتصادی )

کمونیسم      communism       الغای مالکیت شخصی و از بین بردن اصول سرمایه داری

ماتریالیسم        materialism         فلسفه ای که منکر وجود روحیات و معنویات است

سورآلیسم       surrealism          فلسفه ی ارائه ی تخیلات و اندیشه های آزاد و بی قید و بند

ناتورالیسم        naturalism         اصالت دادن به طبیعت

+ نوشته شده در سه شنبه 11 مهر1385ساعت 2:9 قبل از ظهر توسط یک ایرانی |

ویژگی های ممتاز اخلاقی کورش بزرگ 2
کورش از هر دو جهت پدر و مادر آریایی و شاهزاده است و هیچ گونه رگ سامی در گوهر پاک او وجود ندارد . پدر او کمبوجیه دوم پسر کورش دوم پادشاه پارس و انزان است و مادرش نیز ماندانا دختر پادشاه ماد است . کورش بزرگ بسیار هوشمندانه پیش بینی می کرد که مقبره ی وی زیارتگاه پادشاهان وسرداران بزرگ تاریخ خواهد شد و در سنگ نوشته ای که بالای آرامگاهش قرار داشت به همگان خطاب کرده است :" ای انسان هرکه باشی و از هر کجا که بیایی زیرا می دانم خواهی آمد من کورش هستم که برای پارسیان این شاهنشاهی پهناور را بنیاد کردم . به این مشتی خاک که مرا پوشانده رشک مبر " . افلاطون در باره ی آزاد مردی وی می نویسد : " هنگام پادشاهی کورش ایرانیان آزادی داشتند و سرور و فرمانروای بسیاری از مردمان دیگر نیز بودند . پادشاه بر کسی حسد نمی ورزید اما به همه آزادی می داد تا هرچه می خواهند بگویند و آن کس را که اندرز بهتر می داد و رای بهتر می نهاد گرامی تر می داشت . این بود که کشور از هر لحاظ پیشرفت کرد و بزرگ شد زیرا افراد آزادی داشتند و در میان آنها محبت بود و مردمان نسبت به یکدیگر حس خویشاوندی می کردند " . ویل درانت نیز در باره ی کورش می نویسد : " کورش یکی از کسانی بود که گویی برای فرمانروایی آفریده شده اند ... کورش دوره ای از تاریخ را به پایان رسانیده و دوره ی جدیدی را با آگاهی شروع کرد " . در اینجاست که فلویل کاملا بر حق می گوید : " کورش زاده ی انقلاب یا فرزند زمان خود نبود وی فرمانروایی جهان را از دست سامی ها در آورد و برای همیشه به دست آریایی ها سپرد " . کورش بیش از سیاستمداران قرن بیستم به رموز حکمرانی آگاه بود و می دانست اصل اول حکومت کردن بر قلب های مردم احترام گذاشتن به عقاید و افکار قلبی و دینی و اجتماعی آنها است اعم از اینکه یهودی یا زرتشتی و سیاه یا سپید باشند . کورش هیچ گاه مغرور پیروزی های خود نشد بوی خون مستش نکرد و دست به تعدی و ظلم نزد . شهری را نمی توان به یاد آورد که به وسیله ی او ویران شده باشد ولی برعکس تعدادی شهر به نام کورش از او به یادگار باقی مانده . دستوری که کورش برای تعمیر معبد ماه در اور صادر کرد باید کنایه از نظر بلند او برای یکسان شمردن جایگاه همه ی ادیان و اعتقادات مردمی باشد . کورش این درس بزرگ تاریخ را آموخته بود که کارهای مهم را به دست هر کسی نسپارد . دانیال نبی (623 تا 536 ق.م ) که در کودکی به همراه قوم یهود به اسارت بخت النصر دوم ( حکومت 605 تا 562 ق.م ) پادشاه بابل در آمده بود به دست کورش آزاد شده و به شوش آمد و تا آخر عمر در همان جا بزیست . اگر ادعا شود روال اخلاقی کورش موجب شکل گیری و بسط نوعی معرفت سیاسی بر مبنای دموکراسی و نیز رعایت حقوق مدنی جوامع گوناگون بود سخن به بی راه گفته نشده است . در آخر آرزو می کنم شایستگی و لیاقت سربازی آن ابر مرد پارس را برای تمامی دوست داران او ...

روحش شاد ...

راهش پر رهرو باد ...

+ نوشته شده در شنبه 25 شهریور1385ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط یک ایرانی |

ویژگی های ممتاز اخلاقی کورش بزرگ 1

کورش بزرگ ...

کورش را یونانیان سرور و قانون گذار ایرانیان پدر و یهودیان مسیح می دانند زیرا در حقیقت و به درستی او شایسته ی این مقام است . افراد فراوانی چه در دوره ی باستان و چه در دوره ی معاصر به رفتار سیاسی نیکو و اندیشه ی جالب او در مورد کشور داری مدارا با مردم و اقوام و ملل گوناگون اعتراف می کنند . در دوران باستان هرودوت . کزنفون . توسیدید. پلوتارک . افلاطون . کتزیاس . استرابون . آشیل . دیودور سیسلی و .... و در دوران معاصر مورخان غربی از جمله هارولد لمب . ناپلئون . هگل . آلبر شاندور . ویل دورانت و بزرگان یهود مانند یرما . یشعیا . حزقیال . دانیال و مورخین اسلامی چون طبری . مسعودی . ابن عربی . بیرونی . حمزه اصفهانی و بسیاری دیگر همگی نسبت به اخلاق و آرمانهای بلند کورش نظر مساعد دارند .  به عبارت دیگر هیچ فرمانروایی همانند او نتوانسته نامی شایسته از خود به جای بگذارد . رفتار سیاسی کورش با یهودیان در بابل و یا پادشاهانی که بر آنان غلبه یافت مانند آستیاک پادشاه ماد و یا کرزوس شاه لیدیه رهایی بخشیدن اقوام بدوی در لباس ذوالقرنین از موارد قابل ذکر و تحسین بر انگیز تاریخی اند که می توان گفت در مورد کمتر فرمانروای دیگری اتفاق افتاده است . چهره ی این فرمانروای پارسی مصداق کاملی از یک انسان والا را نشان می دهد فردی نابغه که در تمام طول زندگی خود از هدفی برتر و مقدس پیروی می کرد . او دوستدار انسانیت خواستار حکمت و دانایی قوی اراده و راست کردار بود . او توانست دلهای مردمان را آن گونه به خود نزدیک سازد که همگان آرزو می کردند فردی همانند کورش بر آنها حکمرانی کند . کورش عادت داشت بگویید " رفتار یک پادشاه باید همانند یک شبان در برابر رعیت خود باشد " .کورش تنها کشور گشای بزرگی نبود بلکه کشور دار مدبری هم بود او برای رفاه حال و زندگی مردم از تحمل هیچ رنجی روی گردان نبود به همین جهت پس از فتح بابل برای یر آوردن تقاضای ساکنان نواحی شمال که از دست قبایل وحشی سکایی می نالیدند به سوی شمال غربی ایران رهسپار شد از رودی که هنوز هم به یاد او "کور" یا "کورش" نامیده می شود گذشت دربند و داریال را پیمود و سکاها را عقب نشاند و سپس برای آنکه ساکنان فقیر و کشاورز این نواحی را برای همیشه از شر هجوم آنان نجات دهد چاره ای اندیشید : دستور داد تا آهن وفلز بسیار آوردند و دیواری از آهن در معبر میان دو کوه که تنها راه عبور و مرور اقوام وحشی سکایی بود بنا کرد و مانع گذشتن سواران یغماگر سکایی شد . کورش بر خلاف رسم روزگار فرمانروایان سوریه و بابل را به همراه خانواده از میان نبرد و به ایران آورد و کرزوس را مشاور خویش گردانید . عده ای از اسلام شناسان از جمله دکتر علی شریعتی معتقدند که کورش همان ذوالقرنین قرآن است و اسکندر مقدونی را در خور این نام نمی دانند . آشیل شاعر بزرگ یونان در شعر معروف ایرانی ها می گوید " کورش آدمی زاده ای عاقبت به خیر بود که خدایان دوستش می داشتند زیرا که عقلی سرشار و محبتی بی حد را دارا بود" . اسکندر وقتی به ایران آمد مشاهده کرد که ایرانیان طبق اصول دیرینه از آزادی بالایی برخوردار هستند این آزادی برای تمام پیروان مذاهب به صورت یکسان در نظر گرفته شده بود . مردمان می توانستند کیش خود را بپرستند و این رخداد نیز از زمان کورش بنا نهاده شده بود . کورش اعتقاد سرشاری به آزادی مذاهب داشت و این اعتقاد را نیز بر اساس تجارب و دلائل گرانقدر به دست آورده بود . منشور کورش در حقیقت سند افتخاری جاوید است برای ملت ایران و دیگر ملل جهان و ارزش و منزلت و پویایی این منشور را می توان در قرار گرفتن آن به عنوان اولین سند معتبر تحت عنوان اولین اعلامیه ی حقوق بشر در سازمان ملل جست و جو کرد . کورش دستگاه پست چاپار را بر اساسی که امروز در نزد ملل عصر جدید معمول است به وجود آورد . در سالهای اخیر باستان شناسان شوروی آثار شهر کوروپولیس ( به معنی شهر کورش ) را در تجند کشف کرده اند . بعد از اینکه کورش در شهر کوروپولیس واقع در ماوراءالنهر یک پادگان به وجود آورد حملات قلعه مسقند ها ( اوزبک ها ) به ایران متوقف شد . کورش در هندوستان سه شهر ساخت و دستور داد که قسمتی از میوه های ایران در هندوستان کاشته شود و از جمله خربزه هندوانه هلو وزردآلو به دست کشاورزان ایرانی در هندوستان کاشته شد که بعدها جزء گیاهان بومی آنجا گردید . آن مرد بزرگ بعد از آن که وارد هندوستان شد شنید که هر چند سال یک مرتبه درهندوستان یک قحطی بزرگ پیش می آید و عده ای نیز بر اثر گرسنگی جان می سپارند . کورش علت بروز قحطی را دو چیز معرفی کرد اول اینکه هندوستان آب به قدر کافی ندارد در صورتی که رودهای بزرگ آن به طور هرز سوی دریاها می روند و دوم اینکه آن کشور دارای انبارهای گندم مطلوب نیست . او برای حل مشکل اول ساخت سد و حفر قنات و برای مشکل دوم ساختن انبارهای گندم ( سیلو ) را پیشنهاد کرد . سدی که کورش بنا کردطوری محکم ساخته شده بود که دویست سال بعد وقتی اسکندر به ایران آمد آن دیوار هنوز استحکام داشت و مانع از آن می شد که قبایل شمالی از ترکستان به ایران حمله ور شوند .

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 1:17 قبل از ظهر توسط یک ایرانی |

در اینجا جا داره که به اطلاع تمام دوستان خوبم برسونم که من این دفتر یادداشت و برای خواهر وطن پرست ایرانیم "سنگ صبور تنها" درست کردم و همیشه سعی من این بوده که مطالبی که نوشته می شه مطالبی باشه که ایشون دوست دارن .

با آرزوی سر بلندی برای تمام ایرانی های عزیز...

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط یک ایرانی

ترجمه ی سنگ نوشته ی سمت چپ درب ورودی آرامگاه داریوش بزرگ ...
بند 1) خدای بزرگ ( است ) اهورا مزدا که این شکوهی را که دیده می شود را آفریده شادی مردم را آفریده که خرد و فعالیت را بر داریوش شاه فرو فرستاد .

بند 2 ) داریوش بزرگ : به خواست اهورا مزدا چنان کسی هستم که راستی را دوست هستم بدی را دوست نیستم و نه مرا میل ( است ) که ( شخص ) ضعیف از طرف توانا ( به او ) بدی کرده شود .

بند 3 ) آنچه راست ( است ) میل من ( است ) . مرد دروغگو را دوست نیستم تند خو نیستم و آن چیزهایی را که هنگام خشم به من وارد می شود سخت به اراده نگاه می دارم .

بند 4 ) سخت بر هوس خود فرمانروا هستم مردی که همکاری می کند او را به جای همکاری ( اش ) همان طور او را پاداش می دهم . و او را که زیان میرساند به جای زیان ( اش ) کیفر می دهم . نه مرا میل ( است ) که مردی زیان برساند نه حتی مرا میل ( است ) اگر زیان برساند کیفر نبیند .

بند 5 ) مردی آنچه بر علیه مردی بگوید آن مرا باور نیاید تا هنگامی که ( حق ) آئین نامه ی دستورات خوب را ادا نکند .

بند 6 ) مردی آنچه برابر قوایش کند یا بجا آورد خشنود هستم و میلم ( نسبت به ) او بسیار ( است ) و نیک خشنود هستم .

بند 7 ) از چنین نوع ( است ) هوش و فرمانم چون آنچه را از طرف من کرده شده چه در کاخ چه در اردوگاه ببینی یا بشنوی این فعالیت من است علاوه بر عقل و هوش .

بند 8 ) این ( در واقع ) فعالیت من ( است ) . تا تن من توانایی دارد در مصاف نبرد همآورد خوبی هستم همین که با گوش هوش در آوردگاه نگریسته شود آن که را نافرمان می بینم و آن که را غیر نافرمان می بینم . آنگاه نخستین کسی هستم که با هوش و فرمان و عمل چون نافرمان و غیر نافرمان را می بینم بیاندیشم .

بند 9 ) ورزیده هستم چه با هر دو دست چه با هر دو پا . هنگام سواری خوب سواری هستم . هنگام کشیدن کمان چه سوار چه پیاده خوب کمان کشی هستم . هنگام نیزه زنی چه سوار چه پیاده خوب نیزه زنی هستم .

بند 10 ) و هنرهایی که اهورا مزدا برمن فرو فرستاد وتوانستم آنها را به کار برم به خواست اهورا مزدا آن چه از طرف من کرده شد با این هنرهایی که اهورا مزدا بر من فرو فرستاد کردم .

بند 11 ) ای مرد ! نیک آگاه ساز که ( من ) چگونه آدمی هستم ؟ وهنرمندی هایم از چه نوع و برتریم از چه نوع ( می باشد ) ؟ آنچه به گوش تو رسید برای تو دروغ ننماید .آنچه را که به تو دستور داده شده بشنو .

بند 12 ) ای مرد ! آنچه به وسیله ی من کرده شد به تو دروغ نمایانده نشود . آنچه را نوشته شده بنگر . فرمان ها از طرف تو نا فرمانی نشود . کسی تا آزموده نشود ای مرد ! داریوش شاه ناچار نشود که کیفر دهد .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط یک ایرانی |

کورش ... آسوده بخواب        فرزندانت بیدارند !!!
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط یک ایرانی |