دروود به تمامی دوستان مهربان و گلم
بالاخره همین امروز امتحان ها تمام شد و منم بنا به قولی که داده بودم بلافاصله دست به کار شدم و مطلب جدید و روی وب گذاشتم تا بخشی از مردمان پاک ایران زمین با قسمت کوچک دیگری از افتخارات از دست رفته ی خودشون آشنا بشن . من در این پست سری دوم ترجمه ی تمامی سنگ نبشته های کتیبه های هخامنشی رو برای استفاده ی شما دوستان گلم جا دادم باشد تا موجب خوشنودی اشو زرتشت یگانه راهبر پاک ایرن گردد .
بخش دوم
ترجمه ی سنگ نبشته های خشایارشا
نخست : دروازه ی همه ی سرزمین
این سنگ نبشته بر چهار دیوار در دو سوی شمالی و جنوبی دروازه ی همه ی سرزمین ( که متآسفانه امروزه به اشتباه آن را دروازه ی ملل می گویند . ) در سه متن پارسی ایلامی و بابلی آمده است . خشایارشا در این سنگ نبشته آن را " دوورثیم ویس دهیوم " می نامد که دقیقآ به معنای " دروازه ی همه ی سرزمین " است نه به معنای "دروازه ی ملل .
ترجمه ی سنگ نبشته :
بند 1 ) خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که شادی مردم را آفرید که خشایار شاه را شاه کرد یک شاه از بسیاری یک فرماندار از بسیاری .
بند 2 ) من خشایارشا شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهای شامل همه گونه مردم شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز پسر داریوش شاه هخامنشی ( هستم ) .
بند 3 ) خشایارشا گوید : به خواست اهورا مزدا این دروازه ی همه ی سرزمین را من ساختم . بسیار چیز های زیبای دیگر در این پارس کرده شده که من کردم و پدر من کرد . هر کاری که به دیده زیبا است آن همه را به خواست اهورا مزدا کردیم .
بند 4 ) خشایارشا گوید : اهورا مزدا مرا وشهریاری مرا بپاید و آن چه به وسیله ی من کرده شده و آن چه به وسیله ی پدرم کرده شده آن را اهورا مزدا بپاید .
دوم : پلکان شرقی وشمالی آپادانا
سنگ نبشته ی مورد نظر دو بار بر دیوار پلکان ورودی کاخ آپادانا ( ایوان های شمالی و شرقی ) و در بین نقوش مردمی که در حال آوردن هدیه و تولیدات کشورهای خود برای شاه هستند بر سنگ حک شده است .
ترجمه ی سنگ نبشته :
بند 1 ) خدای بزرگ ( است ) اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را برای مردم آفرید که خشایارشا را شاه کرد یک شاه از بسیاری یک فرماندار از بسیاری .
بند 2 ) من خشایارشا شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهای شامل همه گونه مردم شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز پسر داریوش شاه هخامنشی ( هستم ) .
بند 3 ) خشایارشا بزرگ گوید : آن چه در این جا به وسیله ی من در این جا کرده شده و آن چه به مسافتی ( از این اینجا ) به وسیله ی من کرده شده است تمام آن را به خواست اهورا مزدا کردم . اهورا مزدا مرا و شهریاری مرا و آن چه که به وسیله ی من کرده شده را بپاید .
سوم : دیوار جنوبی ایوان کاخ تچر
این سنگ نبشته دو بار یکی بر ایوان جنوبی کاخ تچر و یکی بر دیوار جنوبی ایوان کاخ یاد شده بر سنگ حک شده است . این سنگ نبشته ها نیز به سه زبان پارسی ایلامی و بابلی نوشته شده اند .
ترجمه ی سنگ نبشته :
بند 1 ) خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که شادی مردم را آفرید که خشایارشا را شاه کرد یک شاه از بسیاری یک فرماندار از بسیاری .
بند 2 ) من خشایارشا شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهای شامل همه گونه مردم شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز پسر داریوش شاه هخامنشی ( هستم ) .
بند 3 ) خشایارشا بزرگ گوید : به خواست اهورا مزدا این کاخ را داریوش شاه که پدر من بود بنا کرد.اهورا مزدا مرا وشهریاری مرا بپاید و آن چه به وسیله ی من کرده شده و آن چه به وسیله ی پدرم کرده شده آن را اهورا مزدا بپاید .
چهارم : کاخ هدیش
سنگ نبشته ی مورد نظر روی جرزهای شرقی وغربی ایوان شمای کاخ خشایار شا ( هدیش ) و بر دیوار کنار پلکان شرقی و غربی کاخ یاد شده و بر سنگ نوشته شده است .
ترجمه ی سنگ نبشته :
بند 1 )خدای بزرگ ( است ) اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را برای مردم آفرید که خشایارشا را شاه کرد یگانه شاهی از شاهان بسیار یگانه فرمان روایی از فرمان روایان بسیار .
بند 2 ) من خشایارشا هستم شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشور هایی که مردم گوناگون دارد شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز پسر داریوش شاه هخامنشی ( هستم ) .
بند 3 ) خشایارشا بزرگ گوید : به خواست اهورا مزدا این کاخ را من بنا کردم مرا اهورا مزدا و آن چه به وسیله ی من کرده شده بپاید .
درووود به تمامی دوستان نیک اندیش
دوستان گرامی امروز به خشنودی اهورامزدا جاودانگی زرتشت و پایندگی ایران و برای ادای دین به داریوش بزرگ وتمامی دوستان آریایی نیک روان دوباره قلمی لرزان به دست گرفتم تا بخش کوچک دیگری از افتخارهای بی کران ایران را به آگاهی بخشی از فرزندان ایران برسانم . باشد که با یاری هم میهنان پاک و کمک اورمزد دانا شکوه بر باد رفته ی ایران را باز یابیم ...
امروز می خواهم برای خشنودی داریوش بزرگ ترجمه ی تمامی کتیبه های هخامنشی موجود در تخت جمشید و نقش رستم را برای شما نیک اندیشان بر این لوح مجازی قلم بزنم . باشد تا موجب خشنودی شما دوست داران مام میهن گردد ...
این پست شامل سه قسمت که به ترتیب عبارتند از 1) سنگ نبشته های داریوش اول ( بزرگ ) 2) سنگ نبشته های خشایارشا 3)سنگ نبشته های پادشاهان دیگر هخامنشی و سنگ نبشته های داریوش بزرگ در نقش رستم .
بخش اول
سنگ نبشته های داریوش اول ( بزرگ )
نخست : دیوار جنوبی صفه ( زیر پاییه تخت جمشید )
این سنگ نبشته در قسمت جنوبی تخت جمشید و بر دیوار صفه ( زیر پایه ) تخت جمشید نقش شده است . ورودی ابتدایی تخت جمشید در کنار همین سنگ نبشته بوده است و داریوش پلکانی در اینجا ساخته بود که در زمان خشایارشا وقتی پلکان غربی ( پلکان امروزی تخت جمشید ) ساخته شد پلکان قبلی ( دیوار جنوبی ) با دیوار گذاری پوشیده شد که سمتی از پلکان هنوز وجود دارد و چون راه ورودی تخت جمشید در حال حاضر از سمت غربی است به همین دلیل اولین سنگ نبشته های تخت جمشید از چشم بسیاری از بینندگان پوشیده مانده است .
ترجمه ی سنگ نبشته :
بند 1) بزرگ است اهورا مزدا بزرگ ترین خدایان که داریوش شاه را آفرید . او به وی شاهی را ارزانی فرمود . به خواست اهورامزدا داریوش شاه ( است ) .
بند 2 ) داریوش شاه گوید : این کشور پارس است که اهورامزدا به من ارزانی فرمود . زیباست و اسب ها و مردمی خوب دارد . به خواست اهورامزدا من که داریوش شاه هستم از دیگری نمی ترسم .
بند 3 ) داریوش شاه گوید : اهورامزدا مرا یاری کند . همچنین ایزدان دیگر خاندان سلطنتی این کشور را اهورامزدا از دشمن از خشکسالی از دروغ محفوظ دارد . به این کشور نیاید نه دشمن نه خشک سالی نه دروغ . این برکت را من از اهورامزدا به ایزدان خاندان سلطنتی در خواست می کنم . این برکت را اهورامزدا با ایزدان به خاندان سلطنتی من بدهد .
دوم : دیوار جنوبی صفه ( سنگ نبشته ی دوم )
این سنگ نبشته در کنار سنگ نبشته ی قبلی و بر دیوار جنوبی صفه قرار دارد .
ترجمه ی سنگ نبشته :
بند 1 ) من داریوش شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهای بسیار پسر ویشتاسب هخامنشی ( هستم ) .
بند 2 ) داریوش شاه گوید : خواست اهورامزدا این ( است ) کشورهایی که من با این مردم پارسی از آن خود کردم که از من ترسیدند و به من باج دادند خوزستان ماد بابل عربستان آشور مصر ارمنستان کپدوکیه سارد یونان آنهایی که ساکن خشکی و آنهایی که ساکن دریا ( هستند ) و کشورهای ماورای دریا اسگرت پرثو زرک هرات بلخ سغد خوارزم ث ت گوش رخج هند گدار سکائی ها مک .
بند 3 ) داریوش شاه گوید : اگر چنین فکر کنی که از دیگری نترسم این مردم پارسی را محفوظ دار اگر مردم پارسی محفوظ باشند از این پس تا دیرترین ( زمان ) شادی نا گسستنی از اورمزد بر این خاندان سلطنتی فرو خواهدرسید .
سوم : دروازه ی ورودی کاخ تچر
بر درگاه ورودی کاخ تچر و در قسمت بالای نقش داریوش سنگ نبشته هایی در سه متن پارسی ایلامی و بابلی وجود دارد. متن پارسی در شش سطر شامل نام و القاب داریوش است . و در همین سنگ نبشته نام بنا را تچر می خواند .
ترجمه ی سنگ نبشته :
داریوش است شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورها پسر ویشتاسب هخامنشی که این تچر را ساخت .
چهارم : دور تاقچه های کاخ تچر
در بالا و کنار تمام تاقچه های درون کاخ تچر جمله ای نوشته شده است که متن پارسی در بالا ومتن ایلامی وبابلی در دو طرف تاقچه آمده است . و این جمله هجده بار دور تاقچه ها نوشته شده است.
ترجمه سنگ نبشته :
این است دریچه ای سنگی که به خواست اورمزد پاک به دست داریوش شاه شاه شاهان در کاخ تچر ساخته شد .
پنجم : لوح زرین
این لوح که به همراه یک لوح زرین و دو لوح سیمین در زیر یکی از ستون های کاخ آپادانا جاسازی شده بود پس از یافته شدن به گنجینه ی ایران باستان منتقل ودر آنجا نگه داری می شود . در این لوح ها که باز به سه زبان پارسی ایلامی و بابلی نوشته شده اند داریوش بزرگ حدود مرزی کشور پارس را بیان می کند .
ترجمه ی لوح زرین وسیمین :
داریوش ( است ) شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورها پسر ویشتاسپ هخامنشی . داریوش شاه گوید : این ( است ) شهریاری که من دارم از سکائی ها که آنها از سوی سغد هستند از آنجا تا حبشه از هند از آنجا تا به سارد که اهورامزدا که بزرگ خدایان ( است ) به من ارزانی کرده است . اهورامزدا من را و خانواده ام را ( که تمامی ) مردم پارسی هستند را ( بپاید ) .
امروز بعد از پنج ماه امدم
فقط به خاطر یه خواهر آریایی
که آرزو می کنم همیشه شاد پیروز و سر بلند باشه
بدروووووود
دروووووود به همه ی دوستان باوفای ایرانی
بچه ها توی بد موقعیتی هستم ... لطفآ برام دعا کنید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بر زرتشت پاک یگانه راهبر آریایی
وتمامی نیک اندیشان ایران زمین
________________________________________________
در این پست تعدادی از مکتب های دینی و سیاسی رو به همراه معنی اونها قرار دادم .
البته متن زیر در حدود چهل درصد ازمطلب اصلی می باشد که برای جمع آوری کل مطلب تقریبا هفت ماه مداوم کار کردم و امیدوارم که دوستان گرامی نهایت استفاده ی لازم رو از این پست ببرند .
همین طور که گفتم این متن کاملا خلاصه شده و دوستانی که اطلاعات کامل و دقیق تری می خوان در قسمت نظرات اعلام کنند تا براشون برستم .
شاد ... پیروز ... وسربلند باشید .
پایتی تیسم pietytheism ایزد شناسی
دوگماتیسم dogmatism پذیرش بدون دلیل و برهان
سکولاریسم secularism جدایی دین از سیاست
اگزیستانسیالیسم existentialism مقدم بودن وجود مادی بر معنوی
فورمالیسم formalism ظاهر پرستی
پلورالیسم pluralism کثرت گرایی
آنارشیسم anarchism تقدم جامعه ی بدون حکومت و هرج و مرج طلبی
آپلولیستیسم aplolistism عدم شرکت در سیاست
راسیونالیسم rationalism اصالت عقل
ایده آلیسم idealism خیال پرستی
استیسیسم asceticism زهد پرستی
لگالیسم legalism اصالت دادن به قانون
مایستی سیسم mysticism اعتقاد به هرچیزی که عقل بشر از درک آن عاجز است
ولون تاریسم volontarism اصالت اراده
ماکیاولیسم machiavellism تفکری که می گوید : هدف وسیله را توجیه می کند
اندی ویدولیسم andividulism اصالت فرد
اسکوپیسم escopism عدم شرکت در امور اجتمایی و دولتی
فتوریسم futurism آینده نگری
کولک تیویسم collectivism اصالت کارهای جمعی
ساین تیسم scientism اصالت علم علم زدگی و علم گرایی
پراگما تیسم pragmatism اصالت عمل
پوزی تیویسم positivism اصالت تجربه
امپری سیسم empiricism اصالت حواس
مونوتیسم monotheism توحید پرستی
نیهیلیسم nihilism پوچ گرایی
اتوپیسم utopism پوچ گرایی
اتوپیانیسم utopianism پوچ گرایی
آمورالیسم amoralism عدم ضرورت ارزشهای اخلاقی
سنوآلیسم enualism اصالت دادن به حواس
پاتریوتیسم patriotism میهن پرستی
مونیسم monism فلسفه ی وحدت وجود
اسنوبیسم snobbism گرایش به ستودن های غلو آمیز
پسی میسم pessimism بد بینی و بیزاری از جهان و دنیا
دسپوتیسم despotism حکومت استبدادی
لیبرالیسم liberalism آزادی فکر و عمل
فمینیسم feminism برابری حقوق زن و مرد
الیتیسم elitism خود برتر بینی
انترناسیونالیسم internationalism برابری همه ی ملل
کاسموپولیتا نیسم cosmopolitanism برابری همه ی گروه ها
آپورتونیسم opportunism فرصت طلبی
ترادیسیونالیسم traditionalism اصالت سنن و آداب
رلاتی ویسم relativis نسبی بودن اخلاق در زندگی
فاشیسم fascism حکومت استبدادی و دیکتاتوری
میلیتاریسم militarism اصالت دادن به امور نظامی
هیومانیسم humanism اصالت انسان
ایرسیونالیسم irrationalism فلسفه ی غیر عقلی خرد گریزی
مارکسیسم marxism اصالت اقتصاد (تشریح اصول سوسیالیسم عملی )
سوسیالیسم socialism اصالت مالکیت عمومی ( تسلط کامل دولت بر موسسات بزرگ اقتصادی )
کمونیسم communism الغای مالکیت شخصی و از بین بردن اصول سرمایه داری
ماتریالیسم materialism فلسفه ای که منکر وجود روحیات و معنویات است
سورآلیسم surrealism فلسفه ی ارائه ی تخیلات و اندیشه های آزاد و بی قید و بند
ناتورالیسم naturalism اصالت دادن به طبیعت
روحش شاد ...
راهش پر رهرو باد ...
کورش بزرگ ...
کورش را یونانیان سرور و قانون گذار ایرانیان پدر و یهودیان مسیح می دانند زیرا در حقیقت و به درستی او شایسته ی این مقام است . افراد فراوانی چه در دوره ی باستان و چه در دوره ی معاصر به رفتار سیاسی نیکو و اندیشه ی جالب او در مورد کشور داری مدارا با مردم و اقوام و ملل گوناگون اعتراف می کنند . در دوران باستان هرودوت . کزنفون . توسیدید. پلوتارک . افلاطون . کتزیاس . استرابون . آشیل . دیودور سیسلی و .... و در دوران معاصر مورخان غربی از جمله هارولد لمب . ناپلئون . هگل . آلبر شاندور . ویل دورانت و بزرگان یهود مانند یرما . یشعیا . حزقیال . دانیال و مورخین اسلامی چون طبری . مسعودی . ابن عربی . بیرونی . حمزه اصفهانی و بسیاری دیگر همگی نسبت به اخلاق و آرمانهای بلند کورش نظر مساعد دارند . به عبارت دیگر هیچ فرمانروایی همانند او نتوانسته نامی شایسته از خود به جای بگذارد . رفتار سیاسی کورش با یهودیان در بابل و یا پادشاهانی که بر آنان غلبه یافت مانند آستیاک پادشاه ماد و یا کرزوس شاه لیدیه رهایی بخشیدن اقوام بدوی در لباس ذوالقرنین از موارد قابل ذکر و تحسین بر انگیز تاریخی اند که می توان گفت در مورد کمتر فرمانروای دیگری اتفاق افتاده است . چهره ی این فرمانروای پارسی مصداق کاملی از یک انسان والا را نشان می دهد فردی نابغه که در تمام طول زندگی خود از هدفی برتر و مقدس پیروی می کرد . او دوستدار انسانیت خواستار حکمت و دانایی قوی اراده و راست کردار بود . او توانست دلهای مردمان را آن گونه به خود نزدیک سازد که همگان آرزو می کردند فردی همانند کورش بر آنها حکمرانی کند . کورش عادت داشت بگویید " رفتار یک پادشاه باید همانند یک شبان در برابر رعیت خود باشد " .کورش تنها کشور گشای بزرگی نبود بلکه کشور دار مدبری هم بود او برای رفاه حال و زندگی مردم از تحمل هیچ رنجی روی گردان نبود به همین جهت پس از فتح بابل برای یر آوردن تقاضای ساکنان نواحی شمال که از دست قبایل وحشی سکایی می نالیدند به سوی شمال غربی ایران رهسپار شد از رودی که هنوز هم به یاد او "کور" یا "کورش" نامیده می شود گذشت دربند و داریال را پیمود و سکاها را عقب نشاند و سپس برای آنکه ساکنان فقیر و کشاورز این نواحی را برای همیشه از شر هجوم آنان نجات دهد چاره ای اندیشید : دستور داد تا آهن وفلز بسیار آوردند و دیواری از آهن در معبر میان دو کوه که تنها راه عبور و مرور اقوام وحشی سکایی بود بنا کرد و مانع گذشتن سواران یغماگر سکایی شد . کورش بر خلاف رسم روزگار فرمانروایان سوریه و بابل را به همراه خانواده از میان نبرد و به ایران آورد و کرزوس را مشاور خویش گردانید . عده ای از اسلام شناسان از جمله دکتر علی شریعتی معتقدند که کورش همان ذوالقرنین قرآن است و اسکندر مقدونی را در خور این نام نمی دانند . آشیل شاعر بزرگ یونان در شعر معروف ایرانی ها می گوید " کورش آدمی زاده ای عاقبت به خیر بود که خدایان دوستش می داشتند زیرا که عقلی سرشار و محبتی بی حد را دارا بود" . اسکندر وقتی به ایران آمد مشاهده کرد که ایرانیان طبق اصول دیرینه از آزادی بالایی برخوردار هستند این آزادی برای تمام پیروان مذاهب به صورت یکسان در نظر گرفته شده بود . مردمان می توانستند کیش خود را بپرستند و این رخداد نیز از زمان کورش بنا نهاده شده بود . کورش اعتقاد سرشاری به آزادی مذاهب داشت و این اعتقاد را نیز بر اساس تجارب و دلائل گرانقدر به دست آورده بود . منشور کورش در حقیقت سند افتخاری جاوید است برای ملت ایران و دیگر ملل جهان و ارزش و منزلت و پویایی این منشور را می توان در قرار گرفتن آن به عنوان اولین سند معتبر تحت عنوان اولین اعلامیه ی حقوق بشر در سازمان ملل جست و جو کرد . کورش دستگاه پست چاپار را بر اساسی که امروز در نزد ملل عصر جدید معمول است به وجود آورد . در سالهای اخیر باستان شناسان شوروی آثار شهر کوروپولیس ( به معنی شهر کورش ) را در تجند کشف کرده اند . بعد از اینکه کورش در شهر کوروپولیس واقع در ماوراءالنهر یک پادگان به وجود آورد حملات قلعه مسقند ها ( اوزبک ها ) به ایران متوقف شد . کورش در هندوستان سه شهر ساخت و دستور داد که قسمتی از میوه های ایران در هندوستان کاشته شود و از جمله خربزه هندوانه هلو وزردآلو به دست کشاورزان ایرانی در هندوستان کاشته شد که بعدها جزء گیاهان بومی آنجا گردید . آن مرد بزرگ بعد از آن که وارد هندوستان شد شنید که هر چند سال یک مرتبه درهندوستان یک قحطی بزرگ پیش می آید و عده ای نیز بر اثر گرسنگی جان می سپارند . کورش علت بروز قحطی را دو چیز معرفی کرد اول اینکه هندوستان آب به قدر کافی ندارد در صورتی که رودهای بزرگ آن به طور هرز سوی دریاها می روند و دوم اینکه آن کشور دارای انبارهای گندم مطلوب نیست . او برای حل مشکل اول ساخت سد و حفر قنات و برای مشکل دوم ساختن انبارهای گندم ( سیلو ) را پیشنهاد کرد . سدی که کورش بنا کردطوری محکم ساخته شده بود که دویست سال بعد وقتی اسکندر به ایران آمد آن دیوار هنوز استحکام داشت و مانع از آن می شد که قبایل شمالی از ترکستان به ایران حمله ور شوند .
در اینجا جا داره که به اطلاع تمام دوستان خوبم برسونم که من این دفتر یادداشت و برای خواهر وطن پرست ایرانیم "سنگ صبور تنها" درست کردم و همیشه سعی من این بوده که مطالبی که نوشته می شه مطالبی باشه که ایشون دوست دارن .
با آرزوی سر بلندی برای تمام ایرانی های عزیز...![]()
بند 2 ) داریوش بزرگ : به خواست اهورا مزدا چنان کسی هستم که راستی را دوست هستم بدی را دوست نیستم و نه مرا میل ( است ) که ( شخص ) ضعیف از طرف توانا ( به او ) بدی کرده شود .
بند 3 ) آنچه راست ( است ) میل من ( است ) . مرد دروغگو را دوست نیستم تند خو نیستم و آن چیزهایی را که هنگام خشم به من وارد می شود سخت به اراده نگاه می دارم .
بند 4 ) سخت بر هوس خود فرمانروا هستم مردی که همکاری می کند او را به جای همکاری ( اش ) همان طور او را پاداش می دهم . و او را که زیان میرساند به جای زیان ( اش ) کیفر می دهم . نه مرا میل ( است ) که مردی زیان برساند نه حتی مرا میل ( است ) اگر زیان برساند کیفر نبیند .
بند 5 ) مردی آنچه بر علیه مردی بگوید آن مرا باور نیاید تا هنگامی که ( حق ) آئین نامه ی دستورات خوب را ادا نکند .
بند 6 ) مردی آنچه برابر قوایش کند یا بجا آورد خشنود هستم و میلم ( نسبت به ) او بسیار ( است ) و نیک خشنود هستم .
بند 7 ) از چنین نوع ( است ) هوش و فرمانم چون آنچه را از طرف من کرده شده چه در کاخ چه در اردوگاه ببینی یا بشنوی این فعالیت من است علاوه بر عقل و هوش .
بند 8 ) این ( در واقع ) فعالیت من ( است ) . تا تن من توانایی دارد در مصاف نبرد همآورد خوبی هستم همین که با گوش هوش در آوردگاه نگریسته شود آن که را نافرمان می بینم و آن که را غیر نافرمان می بینم . آنگاه نخستین کسی هستم که با هوش و فرمان و عمل چون نافرمان و غیر نافرمان را می بینم بیاندیشم .
بند 9 ) ورزیده هستم چه با هر دو دست چه با هر دو پا . هنگام سواری خوب سواری هستم . هنگام کشیدن کمان چه سوار چه پیاده خوب کمان کشی هستم . هنگام نیزه زنی چه سوار چه پیاده خوب نیزه زنی هستم .
بند 10 ) و هنرهایی که اهورا مزدا برمن فرو فرستاد وتوانستم آنها را به کار برم به خواست اهورا مزدا آن چه از طرف من کرده شد با این هنرهایی که اهورا مزدا بر من فرو فرستاد کردم .
بند 11 ) ای مرد ! نیک آگاه ساز که ( من ) چگونه آدمی هستم ؟ وهنرمندی هایم از چه نوع و برتریم از چه نوع ( می باشد ) ؟ آنچه به گوش تو رسید برای تو دروغ ننماید .آنچه را که به تو دستور داده شده بشنو .
بند 12 ) ای مرد ! آنچه به وسیله ی من کرده شد به تو دروغ نمایانده نشود . آنچه را نوشته شده بنگر . فرمان ها از طرف تو نا فرمانی نشود . کسی تا آزموده نشود ای مرد ! داریوش شاه ناچار نشود که کیفر دهد .
